این روزا ~_~
سلام! امیدوارم حال همگی خوب باشه
این روزا خیلی عجیب غریب میگذره.. بخاطر فوت اقای رئیسی هم تعطیل شدیم.. فرصت خوبیه بشینم درس بخونم
خیلی یهویی شد، ناراحت شدم واقعا
دوستام همیشه میگفتن ما هیچوقت تو هیچی شانس نیاوردیم.. درست تو سال ما دو کنکور توفاصله کم برگذار میشه بینشونم امتحان نهایی اونم که قراره از همه سخت تر شه.. هزار تا تغییر و اتفاق تو کنکور جدا شون فرهنگیان و تقاضای زیادش..
من برا مرگ هرکی که باشه ناراحت میشم حتی یزید، دست خودمم نیست، مرگه دیگه حداقل اون ادم یه نفر داشته چشم به راهش باشه یا نه.. ولی فاز ادمایی رو که تو توییتر خوشحالی میکنن و دخترایی که نود میدن رو نمیفهمم.. بابا لاقل به اون کسایی که محافظش بودن به اون استاندار بیچاره که دوتا بچه کوچیک داره یکم حالتون بسوزه بخدا گناه داره برا مرگ یکی خوشحالی کنی.. اونا گناهشون چی بوده اخه
یجوری خوشحالی میکنن انگاری قراره حکومت عوض شه.. الان 50 روز دیگه انتخاباته یه کس دیگه جاش میشینه دیگه براتون چه فرقی داره بشینید برا اینیکی هم ارزوی مرگ کنید..😂😂،
بگذریم.. متاسفانه یا خوشبختانه من خیلی وقتا با مسائل منطقی برخورد میکنم تا احساسی... بخاطر همینم خیلیا خوششون نمیاد از حرفام
ولی واقعا یه لحظه به خودم افتخار کردما😂😂 چون تا اخرین لحظه که خبر تعطیلی بیاد من داشتم درس میخوندم.. البته نت هم نداشتم و اصلا به فکر این نبودم بیچاره بمیره تعطیل شیم..
زیر نویس رو دیدم زنگ زدم زهرا تلویزیونم داشت نوحه میخوند همونطوری حرف میزدم دیدم از خنده داره پاره میشه بخاطر صدا تلویزیون😂😂😂
از این ناراحت شدم فافا هم براش ارزوی مرگ کرد... نمیدونم چرا روز به روز که میگذره حس میکنم نمیتونم درکش بکنم... اون به شدت ادم احساسی اشکش دم مشکشه ولی من برا هر اتفاقی میشینم دلیل عقلانی میارم... یبار داشتم دلداریش میدادم برگشت بهم گفت چرا انقدر مثل کتاب منطق برهان و استدلال میاری؟!😂😂😂
...................................
چن ماه پیش رو پام دوتا برامدگی کوچیک بود اهمیتی ندادم.. روز به روز بزرگتر شد و متوجه شدم میخچه هستن.. الان دارن میشن سه تا و انقدری بزرگ شدن و میخارن که نگو، ابجیم برام قطره اسید سالسیلیک خریده اونو دوبار زدم به شدت تاثیر گذاشته.. روش نوشته بود فقط رو میخچه بزنید من روز پوستشم زدم دیدم پوست داره کنده میشه😂😂 دستم بهش خورده بود اشتباهی رو چونه م هم زدم میبینم چونه م داره پوست میده😂😂😂 انقدر بی فکری نوبره واله
..................................
امروز که داشتم فنون میخوندم یهو از استرس زیاد دیدم دارم گریه میکنم! یهویی یه واکنشی بدنم نشون داد خودمم موندم! انقدری که میگن سوالات قراره سخت و عجیب غریب و فضایی بشن تن و بدنم میلرزه بخدا.. قراره برنامه جدید بدن امیدوارم تایمای خوبی بیفته.. این برنامه انقدر خوب بودشا هم برا فارسی و هم ریاضی انقدر وقت بودش، برا تاریخ سه روز و نیم وقت افتاده بود! امیدوارم برنامه جدید هم تایماش خوب باشه تا بتونم بخونم
..........................
دلم برا داداشم تنگ شده! ولی نمیتونم بهش بگم.. خجالت میکشم😂😂 زنگ زده بودم رمز کارتمو بپرسم انقدر چرت و پرت ازش پرسیدما هی میخواستم کش بدم بیشتر حرف بزنیم ولی نه اون حرفی داشت نه من😂😂
امروز دوتا خواستگار دیگه برا خواهرم اومد😂😂 راستی قضیه خواستگار قبلیه رو بهتون گفته بودم یا نه؟ یادم نمیاد ولی یه خلاصه مینویسم... یه خواستگارسمج بودش درست وقتی خواهرم معلم رسمی شد اومد خواتگاریش.. داداشمم گف ردش کنید بره اون فرصت طلبه.... هی خودش به بهانه هایی میومد دم در هی ادم میفرستاد.. اخر یکی از فامیلاش که با مامان منم فامیله رو فرستاده بود، مامانم میگف بیا خودت بگو میگن باید خودت بگی چرا نه.. بعد خواهرم یهو پنجره رو باز کرد داد زد من یه حرف رو دوبار نمیزنم اح😂😂 خانومه پراش ریخت فوری پاشد رفت😂😂 مامانم انقدر خواهرمو دعوا کرد برعکس من و بابام میخندیدیم😂😂
ولی این که ابجیم هر خواستگاری میاد با داداشم مشاوره میکنه برام جالبه😂😂😂
سلام