یکم حرف بزنم+موزیک

سلاام:) خوبین؟
اینروزا خیلی مدرسه نمیریم... من شنبه برا مراسم رفتم مسجد بخاطر کارت بسیج و اینا، همون برنامه هایی که یه ماه پیش دیده بودیم رو اجرا کردن... پووف
.......
خیلی حرف برا گفتن ندارم نصافی، همه دارن زور میزنن و درس میخونن
زهرا دیروز کتاب قرائتی رو گرفت 130 تومن! کتاب کلا 8 فصله ولی 3 فصل اول رو باید بخونیم، من نمیدونم باباش در آمد خاصی نداره ولی هررچی میخواد براش میخرن
منی که گفتم دو رو دو پشت کپی کنن ارزون تر در بیاد ^^^^
........
بابای یکی از بچها تومور داره :(((( خیلی براش ناراحتم
.......
راستی، یه ماجرا اتفاق افتاده تو یکی از مدرسه های شهر، تو مدرسه فنی حرفه ای دخترا تو چایی معلما داروی خواب ور ریختن معلما مسموم شدن،
دختره انگار خاناده درستی نداشت وضعیتشونم خوب نبود، خودکشی کرده خودشو از طبقه چهارم انداخته پایین ولی زندس
کلا این مدارس خیلی ترسناکن خواهر من همیشه از همکاراش ماجراهای عجیبی تعریف میکنه
.................

اینم از موزیک!
بسی بسیار زیبا و دلنشین ^_^

فوتبال

دیشب زیاد گریه کردم، زیااااااااااااد
خیلی ناراحت بودم، تو یه قدمی برد بودیم، نمیدونم چیشد واقعا
صبح تا ساعت دوازده چشام و سرم درد میکرد
تو خونه فقط من فوتبالی ام بقیه فوتبال به یه ورشونه
خیییییلی ناراحتم واقعا، بیشتر بخاطر این که دشمن شاد شدیم، بعد بازی طرفدارای عرب توهین کردن و بین بازیکنا هم دعوا شد
چن ساعت از فوتبال گذشته بود و من ناخود آگاه بازم گریه کردم، مامانم با پشت دتش زد تو چشم، گف کنکور قبول نشی همین فوتبالیستا برات اینطوری که گریه میکنی گریه میکنن؟؟؟
بعدش گفت کاسیبین اوشاغین آغلی اولماز (ینی بچه فقیر هوش نداره )
مامان بابام هر دو سرزنشم میکردن
خیلی گند گذشت
در اون حد حالم بد بود صبح آزمون قلمچی رو هم ندادم
اح
ولی امید وارم، امیدوارم که تورنومنت های بعدی جبران کنیم:))) بعد چهار سال که بازیهای آسیایی شروع میشه من دانشگاه میرم و ایشالا حقوقم میگیرم میرم ورزشگاه :))))))


نازیلا کرم داری هی آدرس وبلاگ رو عوض میکنی اخه😂😂

اَی نا مرد هی آدرس رو عوض نکن منم هی مجبور شم ازت ادرس بخوام😂😂😂😂😂

سلام و فوتبال

هفته بعد خییییییلی درس داریم، اکثرا بچها دیگه نمیان و معلما زرت و وزرت درس میدن ، الان دینی سه درس فنون دو درس فارسی دو درس و سلامتم سه درس دادن که همهههه رو باید بخونیم :////
کی میتونه بخونه بابا ، حالا خواستیم مثلا برا کنکورم بخونیم...
اح
................
اینروزا خیلی دستم به قلم البته کیبورد نمیاد تا بنویسم، اولا میدیدی هر هفته میام یه مقاله مینویسم و میرم
شاید دیگه ماجرای خاصی رخ نمیده
شایدم دارم از حوصله میفتم
شاید فشار کنکور
و
و
و
.........
داداشم صبح داشت انتخاب واحدشو انجام میداد، خیلی عجیب بود چیز خاصی متوجه نشدم
........
راستی، امروز بازی قطر و ایرانه، خدااااا کنه برنده شیم یا الله کمکشون کن پیش دشمنامون سر بلند نشیم
برا بازی با ژاپن خیییییلی استرس کشیدم،
بذارید تعریف کنم دیگه
شنبه بود و زنگ آخر معلممون گفت میتونید برید
من ساعت دو رسیدم خونه سه هم بازی بود
خییییییییلی استرس داشتم در اون حد که اصلا نمیتونستم بازی رو ببینم، فک میکردم ژاپن بهمون گل میزنه تگری، دیگه نگاه نکردم گرفت خوابیدم با استرس، انقدر استرسم بالا بود گفتم تو خواب الان قلبم وایمیسه😂😂
بعد من و بابام و مامانم خوابیدیم .. بابام و من درست ساعت 4 و نیم از خواب پاشدیم نزدیکای تموم شدن بازی، بابام گف کنترل کو داشت کنترل میگشت 😂 منم از اترس گوشی رو برداشتم از اونجا ببینم اینترنتم اصلا وصل نمیشد😂😂
بابام خیلی فوتبالی نیست مثلا طرفدار پرسپولیس یا تراکتور باشه ولی بازی های مهم رو میبینه، مطمئنم تو قهوه خونه بهش گفتن امروز بازی هست😂😂 چون اکثرا دنبال نمیکنه اخبار فوتبال رو
آخر سر کنترل رو پیدا کرد و زد شبکه ورزش دیدیم اونجا نیست آخر زد سه دیدیم ده دیقه مونده به پایان و یک یک مساوی هستیم.. خیالم راحت شد
قشنگ بازیکنامون کنترل توپ دستشون بود و علنا سامورایی هارو تو جیبشون گذاشته بودن😂😂 هی میرفتن سمت گل زدن ولی نمیشد
آخر سر هم پنالتی شد اونلحظه من خودمو میکوبیدم در و دیوار جیغ نمیتونستم بزنم چون مامانم خوابیده بود😂😂😂
پنالتی رو که زدیم دیگه من فقط داشتم بالا پایین میپریدم😂😂 بابامم بدجور نگاه میکرد😂😂
خیلی خاطره خوبی بود اون لحظه داشتم از غرور میمردم😂😂
امسال بازی های آسیا عجیب شد ، ایران برا اولین بار تو این جام تونست ژاپن رو ببره ، اردن کره جنوبی رو شکست داد، و..
حالا فاز بعضی از همکلاسیامو نمیفهمم که میگفتن دوست دارن کره برنده شه :/ اوکی بی تی اس فنی باش ولی دیگه بیای خودتو به اجنبی بفروشی دیگه نوبره واله
فافا هم اولش گفت کاش ایران ببازه بعد دید به شدت داریم علیه اونایی که میگن ایران ببازه جبهه میگیریم دیگه نتونست حرفی بزنه😂😂😂
خب چرا باید بعضیا بگن کاش ایران ببازه؟! فازشون رو نیفهمم
............
بیچاره فوتبالیستامون چقدر تو جام جهانی تو فشار بودن واقعا، ملت یه انتظارای بیجایی ازشون داشتن میگفتن باید از این اعتراضا حمایت کنن و نمیدانم استوری بذارن و جلو دوربین در این مورد حرف بزنن :////// اخه مگه میتونن؟؟؟ مگه دست خودشونه؟؟؟ به بیچاره ها میگفتن بی غیرت و از این حرفا ، سر بازی با انگلیسم از انگلیس حمایت کردن و بازی رو بایکوت کردن،
از این طرف تو بازی سپاهان و نمیدونم کدوم تیم عربی تو استادیوم میگفتم فوتبال با سیاست نمیخوایم😂😂😂 خودتون چند ماه پیش فوتبال رو با سیاست قاطی کردید اینجا اینو میگید؟؟
کلا خیلی از ماها اینطوری هستیم، فوری بعضی چیزا یادمون میره ، هی هشتگ میزنیم هی استوری میذاریم از دیگرانم میخوایم اینکارا رو کنن بچه مردم رو تشویق میکنیم بره جلو گوله... بعد چند ماه دیگه هیچ اتفاقی نمیفته اونی که قربانی میشه همونایین که به خاطر حرفای من و شما رفتن جلو گوله مردن و یا تو زندانن و منتظر حکم اعدامشون
......
فاز بعضی آرتیستا رو نمیفهمیدم که اون سر دنیا بودن و هی هشتگ و استوری میزدن و جوون مردم رو جلو گوله میفرستادن، بعد میومدن اونایی که تو ایران بود ن و نمیتونستن حرفی بزنن مردم رو علیه شون تحریک میکردن!
بگذریم خیلی نمیخوام در این مورد حرف بزنم، فقط فشاری میشم یاد اینچیزا میفتم و همینطور آدمایی رو میبینم که دیگه شورش رو در آوردن و فک کردن با این کارا انقلاب میشه و وضعیت ایران برمیگرده به روال سابق
...............




من و این روزا

با سلام! خیلی دیر سر میزنم اینجا
امروز امتحان احکام داشتم، خیلی یهویی شد، شنبه یکی از بچها گفتش که احکام ثبتنام کرده ولی نخونده و داد به من، منم دیروز خوندم و امروز ازمونش رو دادم بعد آزمونم مستقیم اومدم خونه
بیست تا سوال بود که یدونشو غلط نوشتم :( بقیشو نمیدونم فک کنم درستن.. بعد گفتن دو رکعت نماز بخونید خیلی سخت نمیگرفتن ، من همون اولا خوندم و برگشتم خونه
................
اینروزا خیلی از وقتا درس خاصی نداریم برمیگردیم خونه، دیروزم همینطور ،
بعضی از بچهام یواشکی جیم میشن
..............
حرف خاصی ندارم بزنم دیگه
ماجرای خاصی هم اتفاق نیفتاده
منم تو همون ریدمانی هستم که هستم.... خدا کنه بتونم تا حدی برا کنکور اردیبهشت خودمو برسونم

من اگه یه روز برم قرار!

حاجی چقدر لیلا خوبه واقعا😂

من خیلی دوسش دارم ، خیلی قریه لامصب
ایشالا منم یه روز اینطوری میرم سر قرار 😂😂 (وی در محالات به سر میبرد😂😂)
شهرام شب پره هم اون زمون خوشتیپ بودا😂😂
ولی انصافی فک کنم اصا نرم سر قرار با یکی .... نه بلدم نه شرایطشو دارم نه وقتشو نه پولشو هیچی کلا😂😂😂
عذرخواه بخاطر کیفیت دیگه ویدیو قدیمیه



چند تا موزیکمون نشه؟!

من موزیکای این مدلی هم خوشم میاد! خیلی با لهجه قشنگی میخونن واقعا! موزیکایی که همخوانی میشن خیلی زیبان
کلا شیراز رو دست دارم یه روز میرم ببینم اونجارو ، لهجشونم خیلی قشنگ و شیرینه!

به شدت صدای حمیرا رو دوست دارم، خییلی خییلی! مخصوصا این موزیکش رو..
حیف که اینطور آدما پیر میشن..
کلا به جز صداش از خودشم خوشم میاد، یه خط قرمز های خاصی داره که باعث میشه بیشتر دوسش داشته باشم،


درسته اصلا موزیکا به هم نمیان ولی نشان دهنده طیف وسیع پلی لیست بنده هست😂😂

این روزا و معلم کلاس دوم

سلام بر یاران بلاگفایی !
اینروزا خیلی کم کیام بلاگفا چون میخوام کم کاریامو جبران کنم و بچسبم به درس و مشقم
تلویزیون و فیلم و اینجور چیزارو هم کنار گذاشتم
................
داداشم که اومده، دو هفته فک کنم قراره بمونه... راستش فقط میخوابه نمیدونم چرا! میگه اونجا از شیش بیدارم اینجا خوابم میاد ،
چند روز پیش یه خانمی بهش زنگ زده بود، داداشم تعریف میکرد میگفت که یه خانم پشت تلفن بود پرسیدم شما گفت مزاحمم😂😂 بعد کلنجار رفتن گفتش خانم وفایی ام معلم کلاس دوم! وای اونلحظه خیلی خوشحال شدم.. خانم وفایی! معلمی که ده سالیه بازنشت شده و کلا دیگه ندیدیمش!~ هم به من هم خواهرم و هم داداشم درس داده.. گفت که خیلی وقته شماره داداشمو میگشت و تازه پیداش کرده
بیشتر بخاطر این ذوق کردم که منو هم یادش بود! چون اکثرا کسی منو یادش نمیمونه.. از داداشم نپرسیدم حرفی درموردم زد یا نه چون فک کردم سنگ رو یخ میشم😂 ولی داداشم برگشت گفت توروهم یادش بود ازم پرسید گفتم امسال قراره کنکور بده
خیلی خوشحال شدم یکی از بهترین معلمای دوران ابتدایی بود، داداشمو هم خیلی دوست داشت،
داداش من یه خصلتایی از بچگی داشت تو دفتر وقتی مشق مینوشت بالا و پایین صفحه رو هم پر میکرد! هرکی میدید فک میکرد براش دفتر نمیخریم بخاطر اون😂😂 بیچاره این معلمه دیده بود براش دفتر خریده بود.. یبارم تو اردو داشتن ساندویچ میدادن همه کلاس خریده بودن جز داداش من. بیچاره همین خانم وفایی دیده بود براش ساندویچ گرفته بود! خدروشکر دیگه این خصلتارو نداره😂😂
حتی میگفت یبار یواشکی از دفتر برام کیوی و موز اورد خوردم!😂😂
.........
خلاصه
دیروز امتحان فنون داشتیم.. سوالا خیلی زیاد بودن و راحت من بیست و پنج صدمم تو یه جاخالی رفت..
انگار زهرا تو یه سوالی مونده بود، صندلی زهرا هم پشت من بود من به دیوار تکیه داده بودم وری که ورقه تو دید همه بود بعد امتحا زهرا ورقه رو داد شروع کرد به گریه کردن گفت بهم که سر جلسه به صندلیت کوبیدم ورقه رو نشون بدی نشون ندادی! برگشتم گفتم زهرا من ب دیوار تکیه داده بودم ورقمم کاملا تو دید بود من چیکار کنم ندیدی! فقط داشت گریه میکرد، اونلحظه میخواستم سرش داد بزنم بگم توروخدا خفه شو حال گریه هاتو ندارم! یجور گریه میکرد انگار خدا ناکرده فامیلش مرده! برا فامیلش انقدر گریه نمیکرد، حال دلداریشم نداشتم واله بالله خسته شدم ...
ولی دلم خنک شد که اون سوالو نتونسته بود ببینه، چند باری شده بود ازش پرسیده بودم در حد 25 صدما مثلا تشریحی هم نبود خودشو زده بود به خنگی! من مثلا گاوم نمیدونم خودشو زده به اون راه! که جواب بهم نگه! تو فلسفه هم قبل امتحان ازش سوال پرسیده بودم گفت نمیدونم همون سوال امده بود نتونستم بنویسم دیدم نوشته جوابشو!
واقعا میدونم دوست واقعیم نیست فقط بهاحترام اینکه از مهدکودک با همیم باهاشدارو تا میکنم و چیزی نمیگم، هیچوقت تو هیچ مواقع پشتم نبوده.. ته سال دهم سر سرویس دعوامون شد حق با من بود حمایتم کرد نه هیچجای دیگه
دست و پا چلفتیش اعصابمو خورد میکنه! ینی یه کار نمیتونم بهش بسپارم.. یا خودشو میزنه به اون راه یا واقعا دست و پا چلفتیه

از دستش خیلی عصبانیم واقعا
............................

تقریبا یه هفته پیش ، با خواهرم نمره های دانش آموزا رو تو سیدا ثبت میکردیم، وضعیتشون خرااااب، ینایی هم که گذاشتم بالاترین نمره هاست ها!


یه چیزی هم دیدم گریم گرفت،یه دانش آموزش که قرار بود بیاد کلاس یازدهم تو تصادف فوت کرده.. اونلحظه واقعا میخواستم فقط گریه کنم...
























تقریبا یه هفته پیش ، با خواهرم نمره های دانش آموزا رو تو سیدا ثبت میکردیم، وضعیتشون خرااااب، ینایی هم که گذاشتم بالاترین نمره هاست ها!
یدونم دیدم یکی از دانش آموزاش فوت کرده خیلی ناراحت شدم واقعا.. در اون حد که خواستم گریه کنم :)

سه شنبه و قلمچی

سه شنبه صبح که سوار تاکسی شدم، راننده باهام حرف زد، فهمیدم چند باری سوار ماشینش شدم و منو میشناسه ، حرف زد ، صداشم خیلی نرم بود معلوم بود خیلی مهربونه :)
بعد گفت مدرستون کدوم سمتیه گفتم فلان سه راه منو برد رسوند با همون پول :))) وای خدا.. چی بگم خیلی مهربون بود انصافی
امروز داداشم میاد خونه :) خوشحالم که میاد و ناراحتم که مجبورم یه هفته اتاقشو بهش بدم الان آواره شدم و نمیدونم کجا درس بخونم😂😂😂
امروز آزمون قلمچی فرهنگیان رو دادم... دینیدهم یازدهم مهارت معلمی صد قرار بود بزنم بخاطر اشتباهی ک تو وارد کردن جواب داشتم اینطوری شد
هوشم که دیگه نو علی نور😂😂 انصافی من این مباحث سودوکو شکلها و کلمات رو نخوندم هنوز دارم بازی با ریاضی میخونم...
البته فک میکنم اگه سر جلسه بودم درصدام کمتر میشد اونجا فضاش فرق داره...




سلام یعد یه هفته!

سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه
من بعد سه شبه هفته بعد انقدرررر حالم بد بود ینی هم همکلاسیام و کاراشون هم سرماخوردگی ینی نور علی نوووور.. الان حالم خیلی بهتره
من و زهرا صندلیمونو عوض کردیم واقعا حالمون از همه همکلاسیامون به هم میخوره رفتیم یه ردیف عقب تر.. الا بیشتر به همکلاسی هایی که دوسشون دارم نزدیک ترم تا آدمای عوضی کلاسمون
...........
میخوام ز وضعیت نمره هام بگم، متاسفانه خوب نخوندم هیچکدوم از امتحانامو ....مثلا جامعه شدم 17 :/ ریاضی شدم 18/25 جغرافی شدم 18 فارسی شدم 19/25
فک کنم برا فارسی بالاترین نمره رو من دارم چون هم سخت بود هم ریز
مثلا جایی که نمرم رفته بود گفته بود که تو کدوم بیتا هم آوا هست من زده بودم بیتی که کلمه مستور داشت چون فک کردم مسطور نداریم ولی اشتباه بود، البته همه اشتباه نوشتن اونو ها ولی خب..
زبانو شدم 20.. عربی 19 فنون 19/75 .. فلسفه 19/5...
جامعه رو اصلاااا نخونده بودم در حدی که بعد از امتحان مامانم گف رفوزه نمیشی که😂😂 درحالی که فافا گفت من دو دور خونده بودم شد 18 :/
فهمیدم خیلی هم خنگ نیستم😂😂
امتحان تاریخ و سلامت رو هنوز نگفته... ولی تو فک کن فافا و دوستش امتحان تاریخ کتاب باز کرده بودن! واقعا کوفتشون شه! خیلی ناراحت شدم... بعد میاد برا من پز نمره هاشو میده بگو پس میگم چرا نمره هاش بالاهست با تقلب و اینا..
.........
راستی.. سه شنبه هفته پیش بچه نوه م به دنیا اومد! میخوام تعریف کنم چیشد جالبه
من حالم اونروز بدجور خراب بود کارایی که همکلاسیام کرده بودن سرماخوردگیم بد دادن امتحانانو... ینی رسیدم خونه گرفتم خوابیدم.. بخاطر همینم شب خوابم نبرد. نزدیکای یک شب بود خواستم چن صفحه دینی بخونم دیدم گاومون یه ماااوی عجیبی گفت!😂 یکی دوتاشونم ما ما کردنا.. ولی چون قبل خواب مامان بابا رفته بودن وضعیت گاومونو چک کرده بودن من گفتم حتما امروز وقتش نیست.. ولی باز با خودم گفتم نه چن دیقه بعد قبل خواب میرم نگاه میندازم بعد میخوابم
عاموو من گوشی رو برداشتم از سوراخ دیوار که مامانم توش پارجه گذاشته بود تا هوا نره چراغ گوشی رو انداختم دیدم یه بچه گوساله که داره میلرزه هست!!!😂ینی بازم چراغ انداختم دیدم نه خیالاتی نشدم، گاوه بچشو بدنیا امروده بود خودش! چون بچه اولش بود من گفتم نمیتونه و اینا ولی دیدم بچشو سالم بدنیا اورده. همین که کله بچه رو دیدم بدو بدو رفتم سمت مامان بابام داد زدم ماماااان گوسالم بچشو به دینا اورده😂 ینی یجور از خواب پریدنا بابام هی به مامانم هی میگفت آروم باش چیزی نشده نترس...ممانم تند تند میگف یا ایلفض یا ابلفض بچه نمرده که گفتم نه چراغو زدیم دیدیم بچه دارم میلرزه به خودش.. . مامانم ترسید بند نافش بد بریده بشه و اینا دیدیم نه خداروشکر
ینی بچه یجایی بدنیا اومده بود که مامانش نمیتونست بلیسه بخاطر همین ماو ماو میکرد منم فهمیدم! اگه نمیفهمیدم خدا میدونست شاید میمرد!
دیگه زیرشونو تمیز کردیم و خون و اینارو پاک کردیم بچه رو گذاشتیم کنار مامانش تا با زبونش بلیسه و خشکش کنه . مامانم میگه اگه رو گوساله نمک بریزیم مهر گاو به گوساله بیشتر میشه😂😂ولی من باورم نشد چون ب نظر من بیشتر بخاطر این نمک رو گوساله میریزن که مامانه تند تند لیس بزنه تا بچه خشک شه...

همون لحظه فیلم و عکس گرفتم فرستادم داداشم.
یادمون رفته بود ببینیم دختره یا پسر مامانم نگه کرد دید دتره قربونش بشم درست مثل مامانشه😂😂 مامان بزرگشم یجور نگاهش میکردا انگار میدونست نوشه😂 چون هیچی نمیگفت بهش
حتی الان که میخواد بره شیر بخوره میاد اول سمت مامان بزرگش😂😂 اونم هیچی بهش نمیگه.. بچهای دیگه رو میزد ها اینو نمیدونم چرا کاری باهاش نداره حتی لیسشم میزنه! شاید میدونه واقعا نوشته!😂
..............
داداشم فردا میاد خونه.. امتحاناش تموم شده
چی میاره برا من؟😂
.........
با فافا بیشتر از قبل حرف میزنم . با دوستش فرزانه هم همینطور..
............

https://embed.tawk.to/6887dec532ed6b19248568ce/1j19bselr