سلام و صد سلام ⁦◖⁠⚆⁠ᴥ⁠⚆⁠◗⁩

خب خب سلام به همگی

امروز دیگه گفتم باید تنبلی رو کنار بذارم و برم مدارک رو از مدرسه بگیرم، یه سر رفتم مدرسه همه معاونت بودن، یه خانم با یه دختره اومده بود انگار دخترش نمونه دولتی قبول نشده بودش ولی اومده بود زوری ثبتنامش کنه دقیق نفهمیدم سروصداشون زیاد بود،معاونمون مدارکم رو داد گفت ببر اداره تا مهر کنن، هزار بار رفتم بالا پایین هزار نفر معروف امضا کنن کارگزینی معاونت و ....😂😂

یدونه پیراشکی خریدم و تو ماشین نشستم تا از مسافر پر شده برگردم روستا...

منتظر در ماشین 🥲😂😂👐
منتظر در ماشین😅🥲👐

تولدم مبارک ⁦(⁠✿⁠ ⁠♡⁠‿⁠♡⁠)⁩

سلام

امروز تولدمه! تولدم مبارک باشههه🥹😂🥳

درسته تا الان کسی یادش نبوده و تبریک نگفته از کسی هم مخصوصا فافا انتظار ندارم تبریک بگه چون روز تولد اون من تبریک نگفتم...، ولی به رسم هر سال روز تولد خودم و وبلاگم ، پست می‌نویسم و میذارم بلاگفا تا یادگاری بمونه

چه زود شدم هجده سال و تمام، وقتی سیزده چهارده سالم بود فک میکردم همیشه اینطوری میمونم و پیر نمیشم.... ولی روزگار میگذره و میگذره و میگذره یجوری که خودتم متوجهش نمیشی..

امیدوارم سالهای بعد روز تولدم روز خوشحال کننده ای برام باشه ✨🌱

راستش وقتی سنم کم بود همیشه روز تولدم ذوب داشتم و تو خونه به همه جار میزدم که امروز تولدمه، بابام هم می‌رفت چند تا شیرینی لطیفه می‌خرید و دور هم میخوردیم

تولد کسایی هم که امروزه مبارک باشهههه

🎉🫂🍰🎂🧁❤️‍🔥🥳💖🌻🍩🍪

⁦ಠ⁠_⁠ʖ⁠ಠ⁩

سلام و عصر بخیر

دیروز با ز حرف زدم، آخرش گفت که کد 5 یا 7 نخورده، یه کدی خورده کلا نمیشه بهش اعتراض زد، خیلی جاها هم پیگیر شده ولی فایده نداشته... واقعا برام ناراحت شدم حتی خوابم دیدم

خواب دیدم رفتم دانشگاه استانمون، اونجا ز رو دیدم گفتم چی شدش قبول شدی چیکار کردی، گفت رفتم پیگیر کردم از یکی نامه گرفتم آخرش قبول شدم آموزگاری ابتدایی منم براش خیلی خوشحال شدم.. یکم بعد با خودم گفتم مگه تو این دانشگاه قبول شدی اومدی اینجا🤣😂 رفتم دفتر یکی گفتم من تهران قبول شدم می‌خوام برم اونجا اونم گفت باید صد و پنجاه بزنی تا نامه بزنیم و این این حرفا😂😂

کلا خواب سم و ناراحت کننده ای بود، اون حقش نبود نمی‌فهمم چجوری نمرش کم اومده و قبول نشده، شاید مشاوره درست انتخاب رشته نکرده، نمی‌دونم واقعا ناراحت شدم و هستم...⁦⁦⁦⁦⁦⁦ಠ⁠︵⁠ಠ⁩

یکشنبه ثبت‌نام غیر حضوری شروع میشه منم هیچ مدرکی رو از مدرسه نگرفتم، باید دوشنبه برم مدرسه... حوصلشو ندارم ولی چ میشه کرد‌...

یکی از همکلاسیام ک دوست صمیمی فافا بوده اومده پیویم و تبریک و از این حرفا بعد گفت با هم در ارتباط باشیم بعضی مواقع🥹🥹 منم ذووووق چون واقعاااا دختر خوبیه همیشه دوست داشتم مثل فافا باهاش دوست بشم ولی نشد... اون کنکور زبان داده بود و سه رقمی آورده ، یه حسی بهم میگه چون مطمئنه تهران قبول میشه بخاطر همین اومده باهام حرف بزنه🤷 چون اولین پیامش این بود که تهران قبول شدی؟

روزهام به کمک کردن و دیدن سریال میگذره.. سریال داریوش و زخم کاری، یه سریال دیگه هم بود توقف پخش کردن امیدوارم زودتر رفع توقیف بشه چون سریال عالی بود.. یه سریال باحال دیگه هم قراره پخش شده اسمش گردن زنی هست... کارگردان خفننننن تولیدش کرده مطمئنم سریاله خفنهههه

دیشبم فوتبال دیدم، مزخرف و چرت، با یه چمن مزخرفتر، اصلا خوب بازی نکردن منتظر داشتم شیش هفت تا بزنن... یدونه زدن فقط!!! چرا؟! اصلا استراتژی ندارن اصلاااا، میترسم سه شنبه بدتر بازی کنیم،نمیفهمم یه روز مثل افغانستان بازی میکنن یه روزم مثل برزیل..

این روزا  ⁦⁦ಠಿ⁠_⁠ಠಿ⁩

ادامه نوشته

تولد یک سالگی وبلاگم ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩

سلام دوستان

دیروز تولد یک سالگی وبلاگم بود نتونستم بیام و متن بنویسم، عوضش امروز می‌خوام به وبلاگم تبریک بگم💜💙

این وبلاگ برام خیر آورده ، با آدمای زیادی آشنا شدم و مخاطب پیدا کردم...🌱

اولش اصلا قصد نداشتم تو بلاگفا وبلاگ باز کنم یهویی شد،😂 همینطوری روزمرگی هام رو نوشتم و شادیهام، غم هام، تلخی و شیرینی هارو به اشتراک گذاشتم، مطالب دیگران رو خوندم و......

بیشتر پروسه وبلاگم کنکوری بودش، دوست داشتم از خیلی وقت پیش شروع میکردم به نوشتن ولی شرایطش برام مهیا نبود👐

⁦◉⁠‿⁠◉⁩

همیشه فوبیای این رو داشتم یکی از آشناها این وبلاگ رو پیدا کرده باشه و هرررچی توش نوشتم رو خونده باشه😂خیلی جاها هم اسم بردم

امیدوارم تا آخر عمرم همچین اتفاقی نیفته 🫡😂

در آخر هم تولدت مبارک وبلاگ عزیزم🩵🫶

یه کد تبریک تولد هم برا وبلاگم می‌ذارم قشنگتر شه✨🥹

امروز که فوتبال بود ⁦:⁠-⁠D⁩

سلام شب بخیر

امروز باز برقا رفت، و فیلم دیدنم نصفه موند بقیش برا فردا ایشالا

دو روز هست که هوا خیلی سرده در حدی که شبا پتو میکشیم رو خودمون، و سردی خیلی دلچسبی هست🍃

من باز ورزش انجام دادم و ایندفعه اصلا درد نداشتم بدنم داره عادت میکنه،

برنامه چیدم تا بشینم رو فن بیان و سخنوری و اعتماد بنفس و اینا کار کنم دیگه دانشگاه هی ازمون کنفرانس میخوان

داداش امروز رفتش شهر و از اونجا نون ساندویچ و سس خردل و نمی‌دونم همبرگر گرفت برا شام ساندویچ خوردیم جاتون خالی 🌯

امشب چون برق نبود نتونستم بازی تراکتور رو ببینم ولی سر بازی استقلال برقا اومد نشستم نگاه کردم، گفته بودم دیگه می‌خوام از فوتبال دور شم ها انگار نه انگار😭😂😂 والا به استرسش نمیارزه ولی باز من نمیتونم دل بکنم

بازی تراکتور که چهار تا زدن هوارار 🚜 عجب تیمی بستن امسال خشننننن

استقلال ولی چنگی به دل نمی‌زند آخرای بازی استقلال خوزستان یدونه زد بعد چند دقیقه دعوا شد یکی جیمی جامپ اومد کتک کاری بازیکن رو زد بطری پرت کردن و شعار دادن😂😂 بازی وایساده بود قشنگ همه منتظر بودن بطری پرت کردن هوادارا تموم بشه😂 گزارشگرم هی تیکه می‌انداخت🫡😂

تلویزیون نمی‌دونم چرا شعارا رو میوت نمی‌کرد نکونام حیا کن استقلال و رها کن😂😂 الحق که بهش میگن جواد چکش

پرسپولیسم خیلی خوب بازی نمیکنه از وقتی بازیکنانی اصلیش اومد تراکتور انگار موش شده... ادعا همشون ادعا ..

بازیابی آسیایی و همینطور تیم ملی هم شروع میشه و ما بدون زمین😂😂😂 عالی عالی

فال حافظ

یه فال گرفتم

هر چه از سمت دوست آید خوش است🫡😂 این اومد برام ، امیدوارم هر چی خوبه برام پیش بیاد🪷🌱

دیروز...

دیروز انقدر عصبانی بودم کارد می‌زدی خونم در نمیومد😂😂 یبار از ساعت یک و نیم تا پنج و نیم برقارو بردن یکبار هشت تا ده! عملا وقتی برق نیاز داشتیم نبود .. صدقه سری برق آب هم قطع شده بود و ما مثل آدمای ده بیست سال پیش تند تند دبه هارو پر از آب کردیم تا لاقل برا مسواک و دستشویی آب داشته باشیم😂😂

ما یه گروه قدیمی داریم متشکل از همکلاسی های قدیمی، اونجا یکیشون هی می‌پرسه نتایج کی میاد و فلان، طرفم سهمیه ۲۵ درصدی داره ها منم بودم هی نتایج رو پیگیر میشدم 😂😂 شیطونه میگه برم بنویسم آره دیگه هر کی سهمیه ۲۵ درصدی داشت مثل تو منتظر رتبه ها بود... الکی الکی بیسوادا میخوان دکتر شن... خدا بخیر کنه...

امروز ششم شهریور

سلام دوستان شبتون بخیر باشه

امروز برقا از ساعت یک و نیم تا پنج رفت! و ما از گرما هلاک می‌شدیم.. هوا امروز خیلی گرم بودش خیییلی..

از دیروز از این برنامه های کم کردن وزن نصب کردم و دارم رو قسمت شکم بیشتر کار میکنم تا وزنم کم شه 😂😂 نمی‌دونم چرا ران پاهام خیلی درد می‌کنه 😂😂انقدر ورزش نکردما

ورقه های زبان خواهرم رو تصحیح کردم .. اونایی که اومده بودن شهریور بازم افتادن، و خواهرم می‌گفت باید خودمون چند تا سوال رو بنویسم و نمره اضافه کنیم تا دوباره نیفتن، وگرنه سال بعد بازم مهمونن 😂😂 ولی انقدر نمرشون کمه حتی چند تا سوال جواباشونم بنویسیم باز ده نمیشه... قراره با معاونشون حرف بزنه ببینن چه میشه کرد

هنوز هیچی برای دانشگاه آماده نکردم، خواهرم قراره بره لباس خونه و ... برام بخره..

چند هفته بعدم داداشم قراره بره دانشگاه. چون معدلش خوب بود قراره خوابگاه بهتری بره ..

خدایا چنان کن که فرجام کار🌞

تو خوشنود باشی و ما رستگار🌸

قالب چطوره ؟

سلام دوستان شبتون بخیر باشه🪷

قالب رو که عوض کردم براتون میاره؟! ممنون میشم بگید ...

امروز...

سلام دوستان شب همگی بخیر باشه
میخواستم زودتر پست بذارم ولی از ساعت نه برقا رفتن تا یازده
قالب وبلاگ رو عوض کردم قشنگه نه؟ :))) امیدوارم برا همه بالا بیادکد کامنتشو هم به راحتی عوض کردم خداروشکر کدی که طراحی کرده بودن اذیت کننده و درهم برهم نبودش.. یه چیز جالبتر اینکه عکس پروفایل رو لوگوی وبلاگ هست و خیلی باحاله!



خب خب ، امروز رفته بودم شبیه خوانی اربعین، به امید اینکه دوستای قدیمیمو ببینم ولی متاسفانه هیچکدومشونو ندیدم ... جز چندتایی اونم از دوووور.. دیگه کمتر از یه ساعت موندم صندلی ها هم پربود سرپایی خسته شدم.. بعد برگشتم یه ربع بعد برقا رفتش صدا جیغ زنا تا خونمون اومد انقدر خندیدیم..😂😂
امروز یکی از همکلاسی های خوبم زنگ زده بود برا تبریک، خودش قبول نشده بود گفت حالم خوب نبود ببخشید الان زنگ میزنم :))) بعد فک کن هزار جا به ز پیام میدم درست و حسابی جوابمو نمیده این بیچاره کلا قبول نشده ولی زنگ زده برا تبریک!! حتی مامانمم تعجب میکنه میگه ز چرا اینطوری میکنه/؟ حتی حال نداره بیاد جوابتو بگه؟.... واقعا از دستش ناراحتم انتظار تبریک ندارم ولی لاقل جوابمو بده!!
بگذریم.... کاراشو میذارم پای ناراحتیش بخاطر کد خوردن، ولی خیلی خوشحالم از همهههههه همکلاسیام جدا شدم! نمیدونم مخاطب جدید خستید یا قبلی ولی پستای پارسالمو خونده باشید همکلسیام خییلی اذیتیم کردن.. خیییلی ازشون متنفر بودم و هستم و خیلی خوشحالم هیچکدوم تو دانشگاهی ک قبول شدم نیستن!
راستی.. میخوام چند تا موضوع جدید به وبلاگ اضافه کنم موضوع های قبلی دیگه بدرد نمیخورن مدرسه و امتحان و .... باید الان دانشگاه و خوابگاه رو هم اضافه کنم😂😂😂

تغییر توی وبلاگم

سلام سلام !

دوست دارم تو وبلاگم تغییراتی ایجاد کنم، قالب رو عوض کنم و.... . ولی قالب عوض شه کد کامنتا بهم میخوره، منم خیلی وقته کد هارو دستکاری نکردم🤷 امیدوارم قالب خوبی پیدا کنم و بتونم درست دستکاریش کنم...

سلام سلام!

خب خب ، ظهر همگی بخیر باشه!

می‌خوام فعال‌تر باشم دیگه تقریبا داستان کنکورم تموم شدس🥹🥳

البته کنجکاوم بدونم رتبم چقدر میشه، مطمئنم رتبه خوبی رو میارم ولی دیگه فرهنگیان میرم،

دیروز از بچها پیگیر شدم خیییییلیا کد خوردن متاسفانه!

من که عربی دوتا از بچها ادبیات یکی جامعه شناسی و یکی هم ابتدایی، حدود شیش نفر دیگر کد خوردن! که متاسفانه زهرا هم کد خورده، اصلا پیام جواب نمیده فقط یکی از پیامامو جواب داد که فهمیدم کد خورده، دیگه نمی‌دونم کد چند.... زهرا وااااقعا فقط درس میخوند، خانواده برا همهههه چی فراهم کرده بودن، من بهش حسودی میکردم😂 مامانش حتی میبرد دکتر پوست و نمی‌دونم زیبایی و .... ینی فک کنم یه چند میلیاردی خرج گذاشتن براش😂 ولی ناراحت شدم واقعا کد خورده چون خیلی درس میخوند خیلی وقتام بخاطر استرس کارش میکشید بیمارستان، مثل دیروز.... ولی از هیچی بهتره لاقل کد خوردن بهتر از قبول نشدنه می‌تونه اعتراض کنه

از این بابت خوشحالم از همکلاسی‌های قبلیم جداشدم، خییییلی اذیتم کردن خیییلی ازشون متنفرم واقعا خوشحالم که دیگه قراره نبینمشون، قراره دوستای دیگه ای پیدا کنم ، همشون به جز چند تا برن به درک!! واقعا سال دوازدهم عذاب می‌کشیدم زجر کش شدم...

با فافا در ارتباطم، اولین نفر اون بود که پرسید فرهنگیان قبول شدم یا نه خیلی هم ذوق زده شده بود🥹😭😂 همش تعریف میکرد و میگف چ کار شاقی انجام دادم تهران قبول شدم و از این حرفا😂 منم که ندید پدید ذوق میکنم با اینجور حرف زدنش🥹😂😂😂 دختر خیییلی خوبیه، امیدوارم بتونه به هر رشته و دانشگاهی که دوست داره قبول بشه😭 حتی بیشتر از زهرا باهاش احساس راحتی میکنم و حرف میزنم... ولی هر وقت میگن زهرا ناراحت میشم، مطمئنم خیلی لحظه بدیه بفهمی قبول نشدی و دوستت قبول شده...💔 خدایا خودت کمکش کن...

آخه چرا باید کد بخوره؟! نمی‌فهمم ، دختر خجالتی و دست و پا چلفتیه شاید مصاحبشو نتونسته خوب بده...

.....

راستی ، داریم به تولد وبلاگم و همینطور تولد خودم نزدیک میشیم!🥹🥳🥳 من این وبلاگ و دوست ندارم ینی عاشقشم!! هر چی خوشحالی ناراحتی داشتم اینجا نوشتم در واقع اینجا خیلی بهم کمک کردش! اول میخواستم برم بیان وبلاگ باز کنم خیلی دنگ و فنگ داشت گفتم بذار حالا بلاگفا باز کنم ببینم چی میشه، همینطوری الکی الکی موندگارشدم😂 از سن کم همیشه دوست داشتم بنویسم و بنویسم ولی نمیشد...

تو اینجا با خیییلیا آشنا شدم خیلیا رفتن مثل نازیلا، واقعا اگه هستی. و می‌خونی کاش یه ندایی بدی 😭

https://embed.tawk.to/6887dec532ed6b19248568ce/1j19bselr