سلام علیکم
امتحان دینی رو خراب کردم! وای خداااااا همش تقصیر خودمه سوالا راحتتتتت.. ینی میگم چجور تونستم خراب کنم اخه!
کم کاری کردم، از اول دینیم خوب نبودش، پاسخ کوتاه تستی درک مطلب و ... نوشتم رسیدم تشریحی ها هیچی یادم نبود از خودم در اوردم نوشتم :)
اصلا تو تشریحی خوب نیستم مخصوصا امتحان نهاییا که میگن باید درست خود کتاب باشه، همیشه مفهوم رو مینوشتم و نمرشو میگرفتم، ای لعنت به نهاییا..
تو فک کن سه چهار درسمم مونده بود ساعت 3/30 شب پا شدم بخونم تموم شه بره، خودمم حدس زده بودم خراب میکنم.. درست این درسی رو که دومین درس مهم رشته منه! ای خدا سرمو بکوبم دیوار....
زهرا هم خراب کرده بود :) ولی بقیه مطمئنم خوب نوشتن با اون خوش و بشی که با هم داشتن.... وای خدا..
یکشنبه ریاضی در انتظارمه... خدا کنه برا این لاقل کم کاری نکنم و بشینم بخونم...

داشتیم تو ماشین که میومدیم، یهو ترانه ساسی برادران لیلا پخش شد، بعد دوستم هی به باباش میگه عوض کن عوض نمیکرد، خودش عوض کرد باباش گفت چرا عوض کردییی این که خوب بود دوباره زد همون ترانه😂😂 ترکیده بودیم از خنده...
...........
دیشب ساعت 12/30 بود که داشتم دینی میخوندم، یهو صدای عجیب ماو ماو کردن گاومونو شنیدم، اخه حامله هم بودش... تو خونه هم مامانم داشت با دستگاه کره درست کن ور میرفت صدای اون همه جارو گرفته بود نمیشنید کلا، بعد چراغ رو از خونه برداشتم رفتم دیدم بچه رو بدنیا اورده! اونم داره میلرزه !
یه چیزی که برام جالب بود این بودش که همه گاو و گوساله هم یه طرف وایساده بودن داشتن نگاش میکردن😂😂 سمتش نمیومدن مبادا له میکنن، خیلی جالب بود
دویدم به مامانم گفتم مامااان بچه رو بدنیا اورده مامانم یهو پاشد بابامم از ابیاری اومده بود خوابیده بود کلا نفهمید باز گرفت خوابید😂😂😂
دیگه بابا بلند شد و رفتن خون و ... ریخته بود زمین رو پاک کردن گاو رو بازش کردن بچش رو بلیسه تا خشک شه ...
فک کنم همین خبر یکم حال بدم رو خوب کرد و دیگه به امتحان فکر نمیکنم...





















اوخودا اخه ببینینش :))))))))))) شبیه ببعی تو بازیگوشیه :) صدا پرنده ها هم برا پرستو هاست تو سقف اونجا لونه ساختن بچه هاشونم تازه از تخم اومدن بیرون:) هر سال میان لونه شون رو تعمیر میکنن و سکونت میگزینن نمیدونم خودشونن یا بچه هاشون...
خدا اون گوساله رو ازمون گرفت و اینو هدیه داد :) حکمتتو شکر

.......
امروز میخوام با خواهرم بشینم انتخاب رشته کنم کد هاش رو بدم داداشم بزنه تو سایت، اول ادبیات بعد عربی تاریخ الهیات علوم اجتماعی جغرافیا اموزش اتثنایی مشاوره و ... به این ترتیب، فارسی که برا شهر خودمونه دانشگاهش، تاریخ و عربی و چن تا دیگه هم کرج و تهران، استثنایی هم ساری
وای خدا چقدر خوب میشه قبول شم اینجور شهر ها، میخوام ادبیات قبول شم ولی همین مرکز استان خودمونه:/ ایح.. ولی عربی فک کنم کرجه، نمیدونم هر چی قسمت باشه اول محل خدمت شهر خودم رو میزنم بعد جاهای دیگه ای که بومی شهر من رو قبول میکنه، انگاری اولویت با شهر من و چند جا دیگست ولی محل خدمت اینجا نیست ...
یه چیز بگم شاید مسخرم کنید، ولی من از بچگی میخواستم به ادمای معلول کمک کنم! همیشه دوست داشتم مشاور باشم یا روان پزشک مثلا تو بهزیستی کار کنم، اینجا هم دوست دارم معلم استثنایی ها باشم.. مامانم میگه خییییییلی سخته، به بچه سالم درست نمیشه یاد داد چه برسه به معلول.. ولی واقعا دست من بود بعد ادبیات میزدم اموزش ویژه..
میخواستم روان شناس و روان پزشک باشم برا خودم مطب بزنم.. ولی خب... دستمون کوتاهه